تبليغاتX
موندنی باشی همیشه - خداحافظ ...


















موندنی باشی همیشه

سلام

میخوام تموم دل تنگی هامو تو این پست بریزم تا شاید کمی آروم بشم.

فارغ التحصیل شدیم...

به همین سادگی... شاید تو نگاه اول فارغ التحصیلی خیلی هم خوب باشه ولی...!!!

اگه قدر باهم بودن رو چندان ندونسته باشی و اون طور که باید از لحظات با هم بودن استفاده نکرده باشی...اون وقت مثل من دلت می گیره.

کاملیا جونم تو تنها کسی بودی که دیدم واسه جدا شدن از بچه ها و دانشگاه گریه کردی.قلب مهربونت نتونست دلتنگی تو تو خودش نگه داره و اشکهات صورتتو خیس کرد.همون بار اول که تو داشتی تو گروه گریه میکردی منم رفته بودم تو کلاس 126 و آروم آروم اشک میریختم.اون روز نتونستم غرورمو بشکنم جلوی همکلاسی ها راحت گریه کنم .حتی وایسادم تا قرمزی چشمام کمتر بشه بعد بیام پیش بچه ها. ولی روز آخری که با دکتر عامریان کلاس داشتیم دیدی که منم با تو گریه کردم. شاید اگه جلو دفتر استادا نبودیم با صدای بلند گریه میکردم.آخه عجیب دلم گرفته بود.الانم که دارم می نویسم اشکام جلو چشمم رو تار کرده.......

میدونین خیلی حس بدیه.جایی که چهار سال از بهترین سالهای عمرتو توش گذاشتی،دوستای که چهار سال باهاشون سر یه کلاس نشستی ،استادایی که چهار سال هر روز بهشون سلام کردی و سر کلاساشون نشستی...دیگه نبینی...

از همه سختتر خاطرات جلسه آخر ترجمه شفاهیه که تا عمر دارم فراموش نمیکنم.........هیچ کدوم از ما نتونستیم به قشنگی گلناز حرفمونو بزنیم. خداحافظی قشنگ گلناز......همون موقع اشک تو چشمم حلقه زد... حالا منم میخوام بگم.....

دوستای گلم،همکلاسی های نازینینم.......شیدای عزیزم، نصیبه مهربونم، لیلای شیطونم ، سعیده و گلناز عزیزم؛ الهه مهربونم، کاملیای مهربون و دل نازکم، آمنه ،سمانه و محدثه و مهناز و الهه جانم ؛ مریم های عزیز ، شهره ، لیلا ، ساناز ، ندا های گلم ،فریبا جون ،گلچهر و متین عزیز، راضیه  جون، فاطمه های گلم، زهره نازنین ، مینا جان و آقایون محترم همکلاسی

.

.

.

 

دلم واسه همتون تنگ میشه

هیچ وقت فراموشتون نمیکنم

براتون بهترین چیزای دنیا رو آرزو میکنم

و

استادان عزیزم دکتر یزدانی،دکتر عامریان، دکتر احمدیان، آقای حسینی، آقای دهقان، آقای کشاورز، آقای محمدی، آقای حری خیلی خیلی دوستون دارم، ازتون چیزهای زیادی یاد گرفتم.مهربونی های دکتر یزدانی هیچ وقت یادم نمیره... کلاسهای پرانرژی و جامع دکتر عامریان و مدادهایی که روز آخر به خاطر نداشتن غیبت بهمون دادن رو هرگز فراموش نمیکنم....دلگرمی هایی که آقای حسینی بهم میدادن رو تا آخر عمر تو دلم حس میکنم....دقت و ریز بینی وکار عادلانه آقای دهقان برام همیشه جای تحسین بوده.....روحیه شاد و سر زنده و کلاسهای عالی آقای کشاورز رو که توش حتی یک ثانیه هم خسته نمیشدم رو تا عمر دارم فراموش نمیکنم،خونسردی و آرامش قابل ستایش آقای محمدی هم چیزیه که همیشه سعی میکنم داشته باشم و در آخر دوست دارم مثل دکتر احمدیان بتونم یک ساعت و چهل دقیقه راجع به یک موضوع به طور مفید صحبت کنم! امیدوارم دغدغه های استاد حری واسه مملکت هم یه روز تموم بشه.

راستی میخوام یادی هم بکنم از استادای عزیز آقای فرداد،آقای رستمی،آقای مشیدی ،آقایان نیکی ملکی که گرچه سعادت نداشتیم زیاد از کلاسهای خوبشون استفاده کنیم ولی خاطره خوبی از همشون تو ذهن من مونده.

در آخر میخوام بگم...این وبلاگ کوچیک میتونه یه پاتوق باشه واسه دور هم جمع شدن های ما...گرچه دیگه واقعی نیست ولی میشه بازم مجازی دور هم باشیم. امیدوارم بتونیم بازم با هم در ارتباط باشیم  و هم دیگه رو فراموش نکنیم.مواظب خودتون باشین.من هر لحظه منتظر شنیدن خبرهای خوب از موفقیت و خوش بختی تون هستم.خیلی دوستتون دارم

به خدا می سپارمتون همکلاسی های عزیز

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387توسط عارفه | |