|
سلام به همه دوستای گلم.خوبین که انشالا؟ اول باید معذرت خواهی کنم به خاطر غیبت طولانی مدتی که داشتم .همه تابستون که میشه سرشون خلوت میشه ولی من کارم برعکس شده .دلیل اینکه کم پیدا شدم هم کار زیادم توی تابستون هر روز صبح تا ظهر و یک روز در میان هم بعدازظهرها کلاس دارم. درست مثل تابستون گذشته با این تفاوت که پارسال دوتا کلاس داشتم ولی حالا 5 تا !!! تدریس کار فوق العاده انرژی گیر و وقت گیری است ولی با این حال من این رو خیلی دوست دارم.کار کردن با بچه ها واقعا لذت بخشه.راستی اینم واسه اون دوستهایی که نمیدونن بگم که من زبان تدریس میکنم.از کوچولو های 5-6 ساله تا نوجوونای 15-16 ساله.کارمو خیلی دوست دارم.به همین خاطر میخوام اگه خدا کمکم کنه توی رشته آموزش زبان ادامه تحصیل بدم.شما هم برام دعا کنین! خب شماها چه خبر.بی معرفتها دیگه سر نمیزنین.مخصوصا مخاطب صحبتم بچه های هم کلاسی و یار دانشجویان بی معرفته! باشه ما دلمونو به این چندتا دوست نتی خوش کرده بودیم شما هم که اینجوری....این نیز بگذرد..... اومدم از جشن فارغ التحصیلیمون بگم که البته الان دیگه نزدیک یک ماه ازش میگذره.تقریبا یک ماه پیش یعنی دقیقتر بگم یازدهم تیر بود که به همت خودمون و کمکهای دست و پا شکسته دانشگاه واسه خودمون یه جشن فارغ التحصیلی کوچیک با حضور استادا و خانواده هامون ترتیب دادیم.حدودا صد نفر بودیم.توی سالن هشت شهریور دانشگاه دور هم جمع شدیم.تعدادی از بچه ها از مدتها درگیر جور کردن کارهای اداری و غیر اداری جشن بودن و الحق هم خیلی زحمت کشیدن(دستتون درد نکنه آمنه خانوم،سمانه جان ،لیلا جان و اونهایی که من نمیدونم ولی زحمت کشیدین!!) خلاصه جشن ما ساعت چهار شروع شد.آقای امیر جلیل زاده یکی از بچه های ترم بالایی-و به قول خودشون دایناسور آواشناسی!!- زحمت کشیدن و مجری برنامه ما شدن. به رسم یادگاری تعدادی عروسک با لباس فارغ التحصیلی و یه لوح یادبود تهیه شده بود.دانشگاه هم یک دیوان حافظ نفیس بهمون هدیه داد.استادامون یکی یکی روی سن میومدن و ضمن دادن هدیه ها خاطراتی که توی این مدت از ورودی ما داشتن تعریف میکردن.حال و هوای مراسم در عین شاد بودن خیلی هم غم انگیز بود.فکر اینکه بعضی هامون ممکنه دیگه هرگز همدیگرو نبینیم واسمون فوق العاده دلگیر بود ،آهنگ یار دبستانی هم این حس و حال و هوا رو تشدید میکرد.آخر مراسم هم با لباسهای فارغ التحصیلی مون عکس های تکی و دسته جمعی انداختیم و خاطره این روز و تموم این چهار سال رو توی چندتا عکس خلاصه کردیم.از ته قلبم امیدوارم تمامی هم کلاسیها موفق باشن و همشون رو روزی خوشبخت ببینم. همکلاسی های گلم دوستتون دارم...
|
About
و این است زندگی...می آییم و میرویم آنچه میماند.... خاطره هاست!! Archivesخرداد 1388اردیبهشت 1388 اسفند 1387 آذر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 Links
اقتصاد کشاورزی |